تبليغاتX
دینا بانوی زیبای پائیز

دینا بانوی زیبای پائیز


..

RSS


منوی اصلی

» صفحه نخست
»
ايميل ما
»
آرشيو مطالب
»
» لينك آر اس اس
» عناوین مطالب وبلاگ
» طراح قالب

آرشیو ماهانه
» اردیبهشت 1391
» فروردین 1391
» اسفند 1390
» بهمن 1390
» دی 1390
» آذر 1390
» آبان 1390
» مهر 1390
» تیر 1390
» اردیبهشت 1390
» اسفند 1389
» بهمن 1389
» ادامه ی ارشیو مطالب

لينک دوستان
» حرفه ای ترین قالب هاي وبلاگ
» -‘๑’-دایی حسین -‘๑’-
» -‘๑’-یه دینای ناز دیگه -‘๑’-
» -‘๑’-نی نی سایت -‘๑’-
» -‘๑’-ﱢﱟﱞﱡ۩ﱡﱞﱟﱢ tanhatarin_tanha ﱢﱟﱞﱡ۩ﱡﱞﱟﱢَ -‘๑’-
» ** خاله افسانه مهربون**
» تالار هنر (سالن اختصاصی تاتر کودک)

آمار بازدید

» تعداد بازديدها:
» کاربر: Admin


تبلیغات

تبلیغات

درباره ما



این یه برگ کوچیک از یه دنیای بزرگ مجازی هست که من اون رو اختصاص میدم به تنها غنچه نوشکفته زندگیمون دینا
براش اینجا می نویسم به امید اون روزی که خودش با چشمان کوچولوی دریانگرش بتونه بخونه و با لبخندهای نازش به زندگی مون گرما ببخشه

mini25niki@yahoo.com

پیوند های روزانه

» دوست خوبم ملوس

» نگین عزیزم

» سارای نازنینم

.:: تمام لينکها ::.


هر روز که میگذره دخترکم زیباتر وشیرینتر میشه . دیگه دارم خسته میشم از بسکه هرجا میرم مغازه ، خرید ، مهمونی ، خیابان و ... همه میگن چه عروسک نازی داری . ترس می گیردم که بچه ام چشم بخوره و خدایی نکرده ، زبونم لال براش اتفاقی بیافته.

امشب چندتا از دوستام اومده بودن خونمون ، مثل همیشه از دینا تعریف کردن که چقدر نازه . شب که رفتن بچه ام با صورت رفت توی دیوار و دماغش خورد به ستون در .

خدایا خودت مراقب همه فرشته های کوچولو و مهربونت باش و از بلا و چشم زخم دورشون کن .

 


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در شنبه 9 اردیبهشت1391




نوروز 91 دینا خانم در کیش


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در پنجشنبه 10 فروردین1391





ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در شنبه 5 فروردین1391




عاشقـــــــــــــــتـــــــــــــــم دینا جونم


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در چهارشنبه 24 اسفند1390




دیناخانم در تالار هنر

دیروز با دختر نازم رفتیم تاتر کودک (( دیو بلا و آدم ناقلا))

با اینکه نمایشش خیلی موزیکال و ریتمیک نبود اما دینا ی نازم خوشش اومد تا اونجایی که می تونست جاهایی که آهنگ داشت دست میزد و منم دعوت به دست زدن میکرد.

قربونت بره مامانت عزیزمممممممممممممم

 

 


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در دوشنبه 15 اسفند1390




ماهی گلی
الهی قربون دخترنازم برم که با یه چیز کوچیک انگار دنیا رو بهش میدن  

امشب رفتیم براش یه ماهی کوچولوی قرمز گرفتیم، بچه ام انقدر ذوق کرد که انگار یه وسیله خیلی بزرگ براش خریدیم ، چون اولین بار بود که یه ماهی زنده کوچولو رو اینجوری از نزدیک می دید فکر میکرد مثل ماهی هایی که میخوره خوردنی ـ میگفت بده بخورمش ...

نمی دونید چقدر ذوق کرد از داشتن این ماهی کوچولو ، بهش گفتم باید هر روز واسه ماهیت شعرهای خوشگل و قصه های خوب تعریف کنیم تا زود بزرگ بشه و اصلا هم نباید پیش ماهی جیغ بزنیم چون ماهی ناراحت میشه ممکنه بخواد از پیشمون بره .

شب هم که میخاست بخوابه و خوابش نمی برد بهش گفتم : الان برقها رو خاموش کردم که ماهی کوچولو بخوابه اگه شما بلند بشی صحبت کنی اون بیدار میشه ، اذیت میشه .

قربونش برم زود هم خوابش برد عروسک قشنگم . یعنی عاشق اون دل کوچولوش هستم که انقدر زود خوشحال میشه .


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در یکشنبه 14 اسفند1390




هوای خانه چه دلگیر می شود گاهی

از این زمانه دلم سیر می شود گاهی


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در جمعه 12 اسفند1390




اسفند یه ماه قشنگ

دختر نازم مامان عاشق ماه اسفند هست فقط به یه دلیل :

 این ماه همه مردم شوروحال عجیبی دارن چه برای خرید ، چه برای خانه تکانی ، چه برای شادی کردن

اما من این ماه رو دوست دارم فقط و فقط چون برای من یادآور یه خاطره خیلی قشنگ هست ، هروقت این ماه میاد من ناخوداگاه یاد روزهایی اولی که وجودت در وجودم جوانه زد می افتم ، درست توی این ماه بود که شما فرشته مهربونم آروم آروم توی دلم خونه کردی و شروع کردی به نشان دادن نشانه هایی از خودت ( با اینکه این نشانه ها برای مامان خیلی سخت و طاقت فرسا بود) اما باز من اول عاشق تو ام و بعد هم عاشق این ماه که اولین ماهی بود که در ان عشق من به تو به وجود آمد و سراسر وجودم رو لبریز کرد.

 

همیشه خدا رو شاکرم بخاطر داشتن و دادن یه همچین فرشته خوب و مهربونی و از اینکه من رو لایق داشتن این فرشته دانسته به خودم می بالم و توی ابرها پرواز می کنم.

خداجونم ، خداجونم عاشقتم بخاطر تمام قشنتگی های زندگی ام ، و بزرگتری این زیبایی ها   یعنی دینا ی نازم .

 

 


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در سه شنبه 9 اسفند1390




دختر گلم سلام

الان که دارم برات می نویسم و به عبارتی وبت رو آپ می کنم شما در خواب ناز تشریف داری . امشب با باباعلی سه نفری رفته بودیم شهروند از  اونجا براتون یه ست آشپزخونه که شامل قابلامه و کفگیر و قاشق و ... پلاستیکی بود خریدیدم تا خونه کلی بخاطرشون ذوق کردی و شعرهای قشنگ واسمون خوندی . وقتی هم که رسیدیدم خونه بازشون کردی و واسه من و باباعلی کلی غذاهای خوشمزه درست کردی و ما شام رو مهمون شما بودیم و کلی هم بهمون خوش گذشت .

این روزها شما خیلی شیطون شدی و یه خورده بهانه گیر  که من و بابایی فکر میکنیم بخاطر موندن توی خونه و دور بودن از مهد هستش . منتظرم سال جدید بیاد و توی یه مهد جدید ثبت نامت کنم . (مهد جدید : بخاطر این هست که ما خونمون رو عوض کردیم و شما نمی تونی به مهد قبلیت بری ) منم منتظرم که فصل سرما تموم بشه و سرماخوردگی های مهدکودکها هم کمتر بشن که فرشته نازم کمتر مریض بشه .

دختر نازم خیلی قشنگ صحبت میکنه . وقتی یه شیطونی کوچولو میکنه زود میگه : مامان دوستت دارم . بعد منتظر میشه من جواب بدم . وقتی من چیزی نمیگم خودش جواب میده : منم دوستت دارم (یه جورایی شاید میخاد شرمنده م کنه )

وقتی هم باباعلی از سرکار میاد میره جلوی در توی راه پله ها مدام فریاد میزنه : علی جان ، علی جان ، علی جان سلام ، علی جان کجایی ؟ وقتی بابا علی میاد بالا انقدر براش شیرین زبونی میکنه که خستگی رو کاملا از تن باباعلی اش خارج میکنه .

 

خلاصه اینکه دختر نازم عاشق این شیرین کاری و شیرین زبونی هات هستم هزار تـــــــــا

 

 


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در یکشنبه 23 بهمن1390




یه فرشته آسمانی به دینا

خدایا سپاسگزارت  هستم که فرشته کوچکم روز به روز زیباتر و شیرینتر و شادابتر میشود.

امیدوارم بتونم براش مادر خوبی باشم و بهترین ها رو فراهم کنم.

هرآنچه که خودم نبودم و نداشتم و حسرت داشتنش رو داشتم


ارسال شده توسط مامان دیناخانم

در دوشنبه 19 دی1390




.:: مطالب پیشین ::.

»
» نوروز 91 دینا خانم در کیش
»
» عاشقـــــــــــــــتـــــــــــــــم دینا جونم
» دیناخانم در تالار هنر
» ماهی گلی
»
» اسفند یه ماه قشنگ
»
» یه فرشته آسمانی به دینا
»
» سومین یلدای دینا خانم مبارک ...
» فرشته ای کوچک به نام دینا خانم
» قشنگ ترین خنده دنیا
»



Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by mini25
Design By : wWw.Theme-Designer.Com